HAPPY END!
HAPPY END! عكاسي امكان ديدن چيزهايي را به ما مي دهد كه در حضورمان نيستند. - كندال والتن-
بصورت تصادفي عكس را در روزنامه شرق امروز ديدم ، و فكر مي كنم اين عكس پتانسيل آن را دارد كه بخواهيم كمي درباره آن تامل كنيم .
اين عكس شايد در مقايسه با عكس هاي خبرگزاري فارس (عکس های ساتیار امامی) دامنه دلالت هاي ضمني بيشتري را به رويمان بگشايد چرا كه:
در روزنامه و بالاخص در روزنامه شرق چاپ شده است .محل ارجاع آن و زمينه ظهور آن ما را با زنجيره هاي از معاني چون اصلاح طلبي ، نخبه گرايي و ...روبرو مي سازد.
تيتر عكس بجاي ارجاع مستقيم به افتتاح تونل به حاشيه مي پردازد ، به عملي سمبليك در خلال افتتاح تونل (ازدواج در تونل ).
و مهمترين دليل را مي توان در متن تصوير جستجو كرد. نگاه كنيد به صفي از عروس و داماد كه در حال كامل شدن است. حالت خشك و مستاصل داماد اول را ببينيد . و همچنين حالت داماد دوم و...
به پرسپكتيو خطوط ديواره تونل دقت كنيد. به نقطه اي مي رسد كه تقريبا سياهي است .
انگار اين آدم ها در اين لحظه در تونل رها شده اند تا نمايشي را به اجرا بگذارند. نمايش گروهي آماتور كه بالطبع از شهامت و شجاعت حرفه اي ها عاري اند . عكس بصورت مستقيم نمايشي بودن اين عمل (عروسي ) را به ما تذكر مي دهد. تنها براي نمايش عملي نمادين. نمادين چون پايان خوب و خوش همه قصه ها و مصيبتها ، مثل عروسي دو زوج پس از زلزله بم در ميان خرابه ها !
درست است كه جامعه نيازمند تزريق اميد و روحيه اجتماعي استو از هر چيز مي توان براي اين منظور استفاده كرد. از خلق سريال هاي تلويزيوني گرفته تا افتتاح تونل رسالت! اما علاقه ما به نماد و نمادين كردن امور تنها به افتتاح تونل رسالت منتهي نمي شود . هر چند كه در اين ميان نمي توان منكر نقش بافت ( زمينه هاي فكري ، فرهنگي ،عرفاني و ...) در اين ميل به نمادخواهي شد. اما دامنه افراط بگونه ايست كه آنقدر در اين دور تسلسل گرفتار شده ايم كه تقريبا اهميت ماجرا و كاركرد واقعي نماد ها را از ياد برده ايم. تونل در واقع محلي براي تسهيل در رفت و آمد خودرو و كم نمودن ترافيك شهري است . قيافه داماد ها ي معذب در عكس را ببيند كه انگار به ما مي گويند:
" تونل جاي عروسي نيست "
پانوشت:
زير نويس خاطرات من : تقريبا فراموش اش كرده بودم ،عكس اش را كه ديروز توي روزنامه همشهري ديدم يادم آمد سالها پيش وقتي اشكالي در درس روش تحقيق داشتيم ،مي يايست او را نه در اتاقش در دانشكده هنرها بلكه در خرابه هاي اطراف ميدان آرژانتين پيدا كنيم . خرابه هايي كه مي گفتند نقشه تونلي است كه امروز به آن مي گويند تونل رسالت!
زيرنويس اخلاقي : اصلا قرار نيست مثل آدم هاي بدبين در اين نوشتار بيايم و زحمات آدم هاي زيادي را در طول اين 9 سال به باب تمسخر بگيرم . من شاگرد همان معمار تونل بودم كه از منش اش ياد گرفته ام "ويرانگري مقدمه ساختن است" !