بازگشت اسطوره ها در عکس های عروسی
نگاهی به عکس های عروسی از آغاز تا به امروز
دروغ چرا؟ نگاه کردن به عکسهای عروسی را دوست دارم، خصوصا اگر عکسهای کسی باشد که بهار زندگیاش را پشت سر گذاشته و در آستانه نشسته باشد و در حالی که من به چهرهها و آدمها و لباسها و همه آن جزئیات خیره میشوم او از آن روزها بگوید و من دزدانه به هاشورها و چینهای صورتاش نگاه کنم و توی دلم آشوب شود و حیرت کنم از اینکه عکس چه چیز پیچیده و مرموز و جادوگونهایست برای ثبت هر آنچه که مهم است و یا قرار است مهم شود روزی در زندگی ما.
عکسهای عروسی سوگلیترین عکسهای آلبومهای خانوادگی است که عموما برای آنها آلبوم جداگانهای در نظر گرفته میشود و دیدن آن با آداب و تشریفات خاصی در مهمانیها و مجالس فامیلی همراه است. این عکسها دارای کارکردهایی چون یادآوری خاطرات، کمک به ترسیم شجره نامهها و نسب نامههای خانوادگی، سرگرم نمودن اعضای فامیل و ... است. شاید کمی عجیب باشد که تنها پس از 14 سال از اختراع دوربین عکاسی، اولین عکس عروسی از ملکه ویکتوریا و شاهزاده آلبرت در سال 1840 گرفته شد و از آن تاریخ به بعد این شاخه از عکاسی به یکی از جدیترین و اقتصادیترین موضوعات عکاسی در خانوادهها تبدیل گشت و با وجود تمام تغییرات تکنولوژیک این رسانه، تغییرات مد و سبک زندگی و کم رنگ شدن سنتها و آیین هایی چون عروسی و حواشی مربوط به آن،" عکس عروسی" همچنان دارای مقبولیت و محبوبیت نزد عامه مردم است و نه تنها از کارکردها و دلالتهای خود تهی نشده که گویا این روزها دلالتهای ضمنی بیشتری در کشور ما و سایر کشور(از جمله چین) دارد.
اولین عکسهای عروسی، تصویرگر عروس و دامادهایی است که در کنار پردههایی از مناظر طبیعی در کنار هم ایستاده و نجیبانه به دوربین زل زدهاند. تقریبا در هیچ یک از این عکسهای زیبا اثری از لبخندهای پت و پهن، ژستهای آرتیستی و حرکات عاشقانه و ... نیست، فضای عکسها بسیار ساده است و گاه با یک صندلی، ستونی سنگی و یا سبد گلی آرایش یافته است. شاید ژستها ی عروس و داماد و طرز نگاه شان از سنت پرتره نگاری در نقاشی بیتاثیر نباشد. همچنین در این نگاههای سنگین و منجمد نباید شگفتی از دوربین، مدت زمان نوردهی بالا، و عکس به عنوان اتفاقی یکه و استثنایی را از خاطر برد. هر چند امروزه همین عکسها میتواند به عنوان منابع مهم تصویری از تغییرات مد، پوشش و آرایش سر و صورت مورد استفاده قرار گیرد.
تاریخچه عکس عروسی در ایران همانند عکس خانوادگی با شک و تردیدهای فراوانی همراه است. در تعدادی از عکسهای قاجار میتوان عکسهایی از مراسم عروسی(و نه عروس و داماد) را دید، همچنین باید به برخی از عکسهای ارنست هولتسر که از عروس و دامادهای ارمنی گرفته است اشاره کرد، شاید به دلیل بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی، سنت گرفتن عکس عروسی در عکسخانهها بسیار دیرتر از تاریخ شروع عکاسی در ایران باشد.
تنها در اوایل قرن بیستم و با اختراع دوربینهای قطع کوچک، فیلمهای رول و انواع فلاشها بود که عکس عروسی از انحصار عکاسخانهها بیرون آمد و عکاس به مجالس عروسی راه پیدا کرد. در این دوران عکاس با وسواس و دقت خبرنگارگونهای به ثبت تک تک اجزای مراسم عروسی پرداخت و صد البته این عیش با ورود فیلمهای رنگی برای خانوادهها جذابتر و کاملتر شد.
از این شیوه از عکس عروسی _ سبک فتو ژورنالیسم _ عکسهای زیادی در آلبومهای خانوادگی ایران موجود است، تقریبا اکثر پدر و مادرهای ما آلبوم پر و پیمانی از عکسهای عروسی خودشان، فامیل و همسایهها و مراسمی چون کیک بریدن، رقصیدن، شام یا ناهار عروسی و ... دارند.
در این عکسها ثبت واقعه عروسی از اهداف اساسی عکاس یا یکی از اعضای دوربین به دست فامیل بوده است. عکسهای تکی یا دوتایی از عروس و داماد به نسبت عکسهای دسته جمعی کمتر است و عروس با لباس سفید و با توری به سر از سایر زنها متمایز شده است. لباس او پیراهنی ساده و تقریبا پوشیده است که حضور او را در کنار مهمانان میسر می سازد. کیفیت این عکسها از لحاظ زیبایی شناسی پایینتر از عکسهای عروسی در عکاسخانههاست. دخالت کمتر عکاس در ژستهای عروس و داماد، نبود نور کافی و مناسب، فقدان مهارت لازم توسط عکاسان آماتور و تعداد زیاد عکسها را شاید بتوان از دلایل عمده این افت کیفیت دانست، هر چند که باید این عکسها را بازنمایی صادقانهتری از آیینها و سنتهای عروسی و روابط فامیلی و ... دانست.
پس از جنگ جهانی دوم و صنعتی شدن کشورهای اروپایی و رونق اقتصادی دراین کشورها لزوم تبلیغات و به کارگیری از عکس در تبلیغ برای محصولات آشکار شد. اسطورهسازی و آرمانی کردن زندگی روزمره از طریق رسانههایی چون مجلات مد، آگهیها و سریالهای تلویزیونی در سبک عکاسی عروسی به تغییرات شگرفی منجر شد. این بار عروس و دامادها به آتلیه یا عکاسخانه برگشتند تا تصویری به مرتب زیباتر، شیکتر، جذابتر و رویاییتر از خود را به دیگران نشان دهند. در این سالها دیگر عکاسی موردی یکه و استثنایی و دور از دسترس برای همگان نبود و دیدن تصویر خود همان لذت و شگفتی را به آنان چون پدران و پدربزرگانشان نمیداد. آنان چون نارسیس، شیفته تصویر زیباتری از خود بودند که به مدد انواع تکنیکهای نورپردازی و روتوش، دقت و مهارت عکاسان مد و صحنهپردازان آتلیهها برایشان امکانپذیر شد. هر چند در ایران جستجو برای دست یابی به این تصویر آرمانی در عکسهای عروسی به دلیل دو پدیده مهم اجتماعی و فرهنگی دیرتر از سایر نقاط جهان امکان پذیر گشت. با وقوع انقلاب اسلامی علاوه بر همه تغییرات سیاسی و اجتماعی، در باورها و اعتقادات مردم و خصوصا جوانان تغییرات عمیقی رخ داد. رویای مبارزه با حکومت پهلوی، دستیابی به ارزشهایی چون عدالت و آزادی و ... سبک زندگی جوانان ایرانی را دگرگون ساخت. باور به ساده زیستی، حذف تشریفات و جنگ با مظاهر تجملی چیزی بود که در اندیشههای چپ و اسلامی آن دوران ارزش محسوب میشد. از این رو بعید نیست که در آیینها و مراسمی چون عروسی نیز در آن سالها تغییرات عجیب و غریبی رخ داده باشد. احتمالا شما هم عکسهایی از عروس و دامادهای آن دوره دیدهاید که عروس با مانتو و شلوار و روسری در کنار داماد بر موکتی نشستهاند و بالای سرشان عکسی از امام یا آیت ا... طالقانی نصب شده است. شگفتی دیدن چهره معصوم و ساده عروس و دامادهای انقلابی و آرمانگرای دیروز و مقایسه آن با عکسهای عروسی امروزی خالی از لطف نیست!
جنگ هم چون انقلاب بر چگونگی مراسم عروسی و عکسهای عروسی تاثیر گذار بود. در این سالها به دلیل فشارهای اقتصادی، سیاسی و ... زندگی روزمره مردم با سختی همراه بود. در این سالها بمباران، مهاجرت، زندگی در پناهگاهها، شهادت جوانان و در مجموع زندگی در شرایط سخت سبب شد تا بالاجبار عروسیها ساده برگزار شود و طبیعتا عکسهای عروسی نیز روایتگر همان سادگی و بازنمایی از اعتقادات مردم در آن سالها باشد. دیدن دامادهایی با لباس بسیجی و عروسهایی که با چادری سفید بر کنار بساط ساده سفره عقد نشستهاند عجیب نیست.(بازنمایی تصاویر عروسی در این سالها در فیلمها و رمانهای آن دوران به خوبی منعکس شده است از آن جمله میتوان از رمان باغ بلور و فیلم عروسی خوبان یاد کرد)
پس از جنگ و با شروع توسعه اقتصادی کشور در قالب برنامههای اول و دوم این امکان فراهم شد تا مردم با گذر از روزهای سخت جنگ علاوه بر بازسازی کشور به ترمیم بخشی از جراحتها و آسیبهای روحی خود بپردازند. بعید نیست که افراط و اغراق روکوکویی در تشریفات و تجملات این سالها ریشه در محرومیت و زندگی در شرایط سخت سالهای جنگ داشته باشد. در این دوران کم کم عروسیها به صحنههای یکه و جادویی زندگی هر جوان ایرانی تبدیل شد و پیرو آن عکس عروسی جایگاهی رفیع و ماورایی یافت، به گونهای که امروزه داشتن عکس عروسی بسیار مهمتر و حیاتیتر از مراسم عروسی است!
در واقع این روزها عکس عروسی نشانهای از آغاز یک پیمان یا شروع یک زندگی و در واقع بیانگر خاطرهای از روز عروسی نیست، عکسهای امروزین بیانگر دلالتهای ضمنی چون زیبایی و عریانی خیرهکننده عروس است که به مدد آرایش و گریم و دستکاری در عکسها حاصل شده است و روایتگر لحظهای سینمایی و رویایی است. گریز از واقعیت مهمترین دلالت حاضر دراین عکسهاست و چه خوب این میل با امکانها و تواناییهای عکاسی دیجیتال ترکیب شده است، به کارگیری انواع فیلترها و بافتها، تغییر در کنتراست و انواع دستکاری در عکسهای عروسی چیزی است که امروزه به مدد دوربین دیجیتال به راحتی و آسانی در اختیار عکاس قرارگرفته است. دیگر از آن نگاههای نجیبانه عکسهای آغازین، پرترههای دامادهای موقر و عروسهای معصوم و حیرتزده مقابل دوربین خبری نیست، در عکسهای امروزی با هنرپیشگانی روبه رو هستیم که که گویا ستارگان سینمایی و اسطورههایی از زیبابی و عشق و دلدادگی هستند. بازنمایی روابط عاشقانه در عکسها با اداها و ژستهای رمانتیک و تکثیر این عکسها و هدیه آن به میهمانان بیانگر ادغام دو حوزه عمومی و خصوصی(لااقل در روز عروسی ) است و حکایت از کم رنگ شدن ذات و مفهوم یک آیین(عروسی) و پر رنگ شدن حواشی پیرامون آن دارد. در واقع این روزها عکس عروسی از دلالت صریح خود شانه خالی میکند و دلالت های ضمنی بیشماری مییابد که حیات و توجیه اقتصادی این صنعت را با توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی در هر کشوری ممکن میسازد.
در عکسهای عروسی امروزی دیگر خبری از فامیل و بچهها و ... نیست، در روز عروسی عروس و داماد به عنوان قهرمانان این واقعه رمانتیک از متن عروسی جدا میشوند و چون قهرمانان و الههها به غار یا کوهی(آتلیه یا باغ) پناه میبرند و پیمان خود را در مقابل چشم خدا(چشم عکاس) میبندند. چشم عکاس چون چشم خدا برای آنان محرم است و عروس و داماد میتوانند شخصیترین و خصوصیترین نقشهای رمانتیک زندگی خود را در مقابل آن بازی کنند! و عکاس می تواند با اعجاز و تردستی جادوگرانه خود _ نیرویی که به مدد تکنولوژی و در واقع رایانه فرهم شده است_ در این بازی(تقدیر) تغییرات لازم را داده و تصویری جذاب و آرمانی برای زوجها و خانوادههای آنان با بهایی گزاف فراهم آورد. چنین تصویری نه در کنج پستوها و صندوقخانهها مخفی میشود و نه در آلبومهایی که هر از گاهی به اصرار فامیل دیده می شد، جای می گیرد بلکه چون تصویر رهبران سیاسی و قهرمانان ورزشی در ابعادی بزرگ چاپ میشود و در روز عروسی به نمایش همگان میرسد و پس از آن بر روی یکی از دیوارهای خانه مینشیند. در این میان تصویر آشنایان و دوستان و اعضای فامیل به تبعید اجباری از عکس عروسی تن میدهند و لذت دیدن و شناختن چهرهها و آدمها و قصههای آنان از فرزندان آینده دریغ میشود. در تصویری که قرار است اولین عکس خانوادگی یک زوج باشد حضور سنگین فرد جایی برای یادها و آدمها و خاطراتشان در خود ندارد. به گمانم باید از این میل گریز از واقعیت و پناه به دنیای فانتزی و رویایی در عکسهای عروسی امروزی کمی ترسید و به راحتی و سادگی مقهور سایه سنگین بازار و مد نشد.
زیر نویس خاطرات من:
1- یکی ازشیرینترین روایتها در خانواده ما، حکایت روز عروسی مادرم بود که برف میبارید و اسباش سپید بود و اسب پدرم سیاه . و عموها برای اینکه بتوانند عروس را ببیند تن به چه دردسرهایی داده بودند و مادر تا همین چند سال پیش کفش و لباس عروسیاش را داشت و من چقدر دیوانه دیدن ته صندوق بودم آنجایی که به لباس شیری رنگ مادرم میرسید و ته تهاش ماتیک نارنجی رنگی پنهان بود و ... مادرم همیشه پدرم را مقصر میدانست که هیچ عکسی از روز عروسیشان ندارند و تنها خاطرات شفاف و زلال آن روز بود که برای دختران و نوه ها تکرار میشد و من هر بار این روز را توی سرم به شکلی میسازم و برف میآید و مادرم زیر چادر سفید رویاش را کیپ گرفته است و گونههایش مثل همیشه سرخ است و به گمانم فردایش تب میکند و ...
۲- اگر بچهای را دیدهاید که نصف عکسهای عروسی فامیل و آشنا را با یال بلند روسری ژرژد قرمز رنگ و صورت نشسته و ابروهای کلاغ گونهاش به گند کشیده باشد و همیشه خدا دستش به پیراهن عروس باشد و لعنت و نفرین ابدی همه عروسها و دامادهای فامیل را تا به حال به جان خریده باشد، شک نکنید که آن بچه من بودم! و الان که متن را مینوشتم همهاش نگران دخترهای کوچک عروس ندیدهای چون خودم بودم که در عکسهای عروسی این روزها جایی ندارند!
زیر نویس اخلاقی:
۱- میدانم که متن برای یک نوشته وبلاگی کمی طولانی است اما هر کاری کردم نتوانستم موضوع را از این خلاصهتر ارائه دهم جوری که بعضی وقتها لحنم شبیه گزارشگران خارجی شده است!
۲- به لطف دوستان آرشیو خوبی از عکسهای عروسی ملت در دورانهای مختلف دارم که به دلیل احترام به حقوق صاحبان عکسها و ملاحظات اخلاقی از قرار دادن این نمونهها معذورم اما پیدا کردن و دیدن آنها در وب یا آلبومهای خانوادگی کار سختی برای جویندگان تشنه لب نیست. همچنین امکان نوشتن متن با نگاهی به این یادداشتها و سایت ها میسر شده است:http://en.wikipedia.org/wiki/Wedding_photography