تاملی در ساختار شرح فال حافظ
متنی از آن همه و هیچکس
برای شما هم اتفاق افتاده است که نتوانسته اید تقاضای کودکی و یا پیرمردی را در خیابان که جعبه کوچک مقوایی و احتمالا پرنده کوچکی بدست دارد را رد کنید. با اینکه می دانید آنچه که در این پاکت است نه سروشی است از غیب و نه هاتفی از آن بالا. ولیکن کماکان سنت معمول را بجای می آورید، فاتحه ای به روح حافظ و شاخ نبات اش می فرستید و در دل آنچه را که طلب دارید، تمنا می کنید. با احتیاط بیت های اول و دوم را می خوانید و متفکرانه به شرح غزل زل می زنید، اما عجیب است که معنی و تعبیر فال را با شعر منطبق نمی یابید، در عین حال با جملات و تعبیراتی روبرو می شوید که بعضا در زندگی روزمره شما مصداق می یابد .
کاغذ را رها می کنید اما شاید زیاد هم احساس خسران نکنید چرا که شعری خریده اید که از دال شعری خود فراتر رفته است. در واقع زمانی که شما "فال حافظ "می خرید، شعر از کارکرد شعری خویش تهی می شود و دلالت های معنایی دیگری چون پیشگویی، غیبگویی، آینده نگری و ... را می یابد. از این رو ارزش مبادله پیدا کرده و چونان کالایی فروخته می شود. نکته بر سر چرایی و چونی آن نیست، نکته بر سر این است که شرح یا تعبیر فال حافظ که در اغلب خیابانها و چهار راهها و بعضا حتی سایت های اینترنتی هواخواه و خواهان خود را دارد، چه ساز وکاری را دارد که چونان گزاره ای راست نما، برای هر درد و مشکل و مرض و حالت و نیتی همخوان و صادق است؟ این تعابیر از چه الگوهایی در ساخت روایت خود بهره مندند؟
- کلی گویی: در عموم این شرح ها با گزاره هایی عام و کلی رو برو هستیم ، گزاره هایی که بطور معمول به عنوان حالات و صفات بشری بر تمامی انسانها مصداق دارد. این صفات و حالات مختص به فرد نیست و از وجوه بارز او محسوب نمی شود.
- همان گویی: بارت در اسطوره امروز همانگویی را تکرار مکررات می داند، جریانی که می خواهد هر چیزی را با خودش تعریف کند و در تعبیراتی نظیر " این طور است، چون اینطور است " و یا در "همین است که هست " خود را متجلی می سازد. در اکثر این شرح ها نیز تکرار بی دلیل عبارات، تعبیرات و حالات را شاهدیم.
- مثبت اندیشی: تقریبا در تمامی تعبیرات فال حافظ این ساخت به وفور یافت می شود، عده ای از حافظ پژوهان نیز معتقدند که در شعر حافظ نوعی طربناکی و طنز و بیانی از عشق و آرزومندی موج می زند. در آخر تمامی شرح ها خواننده با عباراتی نظیر "به زودی خبر خوشی به شما خواهد رسید " و یا "پاداشی در انتظار شماست " و ... روبرو می شود. مانند نمونه زیر:
مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند که اعتراض بر اسرار علم غیب کند
که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند کمال سر محبت ببین نه نقص گناه
شرح فال: غم دنیا پایدار نیست رقیب تو هم همیشه موفق نیست . تو خوش قلبی و پاک دلی خودت را داشته باش تا خداوند کمکت کند . به مراد دلت می رسی و به وصل معشوقت نایل می گردی .امیدت را از دست مده.
- واگویی بدیهیات:عموما پس از خواندن شرح فال شما به احساس یا حقیق تازه ای دست نمی یابید،اکثر جملات واگویی اصولی بدیهی و مسلم در زندگی ماست. بطور مثال در عباراتی نظیر "اگر سخت تلاش و کوشش کنی، موفق خواهی شد "و یا "نیت بد شما را به جایی نمی رساند ".
- تقدیر گرایی: تقریبا آنجا که سایه شوم ناامیدی، ناکامی و عدم موفقیت بر زندگی شما سایه فکنده است، خداوند بعنوان تنها عامل نجات بخش و قادر مطلق معرفی می شود، فعل و تلاش و اراده آدمی تقریبا در تغییر سرنوشت و ...نقشی ندارد.
بگذار تا به شارع میخانه بگذریم کز بهر جرعه ای همه محتاج این دریم
شرط آن بود که جز ره این شیوه نسپریم روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرح فال: غم و غصه روزگار را خوردن کاری از پیش نمی برد یا سعی کن با فعالیت کارت را درست کنی و یا اینکه با هر چه که مقدر شد بساز و خوش باش و بدان که از شما پائین تر هم خیلی ها هستند.
به گمانم اگر کمی بیشتر در این تعبیرات دقت کنیم می توانیم وجوه بیشتری از قواعد حاکم بر این نوع از روایت را دریابیم که چه بسا شاید تا حدودی مشابه ساختهای دیگر روایت های مشابه ای چون فال قهوه، فال ورق و ... باشد.با همه دلایلی که بیش و کم همه ما در این تعبیرات آسان پسند و سهل می یابیم، چرا از خواندن آنها احساس لذت می کنیم، و گاه گاهی دزدانه و به اتفاق در سر چهاراهی و خیابانی دور از چشم دیگری، نیتی در دل می کنیم و فال می گیریم؟ اعتراف می کنم که تصور دنیایی به این سادگی، خوشایندی و امیدواری که در تمامی فالهای حافظ نوید داده شده است، دنیایی که عاقبت همه چیز، بسامان و ختم به خیر می شود، برای من که لذت بخش است، نمی دانم آیا شما هم طعم این لذت کودکانه را چشیده اید؟
اتاق روشن: خودش پیشنهادش را داد، مثلا برای کمک به آنهایی که در جستجوی تصویر برای موضوعات خاصی هستند، عکسهایی که از سایتها و آلبوم ها جمع آوری شده، عکسهایی که گاه به اشتباه فرصت دیده شدن، فرصت عکس شدن از آنها دریغ شده است و ... می دانستم آرشیو پر و پیمانی از وبگردهای بی امانش دارد، می دانستم که شیفته عکس و بیشتر از آن عکس دیدن است. پسر کوچک آخرین عکس این مجموعه قرار است از این پس، برای هر متن آلبوم تصویری را ایجاد کند که چشمهای ما را به ضیافت رنگ و نور برد، می دانم دالان کوچکی است برای او، اما شاید بهانه ای باشد برای درنگی کوتاه تا کمی بیشتر مهمان این خانه باشید.
این مجموعه ها با پسوند .exe و بصورت zipتهیه شده است، برای دیدن آن اینجا را کلیک کنید.
زیرنویس خاطرات من: غم انگیز ترین قسمت ماجرا در این بود که تمام لذت اش از بین می رفت، مزه اش بیشتر شبیه به دانه های انار مکیده ای بود که که تنها طعم استخوانهای سفیدش باقی بود و از سرخی و ترشی اش هیچ خبری نبود. همیشه معلم های ادبیاتمان را توی دلم نفرین می کنم، برای انها که لذت شعر را از ما گرفتند، آنهایی که می گفتند: معنی این شعر را بنویسید، به گمانم تنها یک شعر بود که در کتابهای درسی هیچ گاه به دام معنی و تفسیر نمی افتاد، چرا که هیچ کس نمی توانست ترنم و شادمانی لذت خواندن این شعر را از ما بگیرد، وقتی که تند تند و ناجویده می خواندیم: باز باران با ترانه ...
زیرنویس اخلاقی: اگر بدنبال هدیه ای مناسب برای دوستانتان هستید، پیشنهاد می کنم لوح چند رسانه ای لسان الغیب را حتما ببینید، این مجموعه تقریبا حرفه ای ترین مجموعه حافظ پژوهشی است که من تاکنون دیده ام و امکانات بی شماری دارد که به گمانم بهترین اش حافظ خوانی با صدای گرم موسوی گرمارودی است و بر خلاف اکثر هایcd چند رسانه ای که گرافیک افتضاحی دارند، این مجموعه دارای گرافیک قابل قبولی است. این لوح بعنوان کتاب الکترونیک سال برگزیده شده و نیستان جم آنرا منتشر کرده است.