پاپ کورن های لیسانسه !
نشانه های اعتبار افزایی کالاها
داشتم از اين پاپ كورن ها ، يا همان پفيلا مي خوردم عبارت روي بسته را كه ديدم ، خنده ام گرفت: "تحت ليسانس superpufft كانادا" . بو دادن ذرت و اضافه كردن كمي نمك و كره واقعا بايد تحت ليسانس كانادا باشد تا بفهميم اين محصول ، محصولي درجه يك است؟ دوستي دارم كه براحتي و تحت هر شرايطي مي تواند از ذرت پاپ كورن عالي درست كند بدون آنكه تحت ليسانس كارخانه يا شركتي باشد.عبارتهايي چون تحت ليسانس ، داراي گواهينامه ، داراي جايزه فلان و ... براي من مصرف كننده چه نشانه هايي را بهمراه دارد؟ آيا اين متمم هاي اضافي بعنوان چاشني كالا يا خدمات عمل مي كنند؟و اين روزها تا دلتان بخواهد بازار اين نوع چاشني هاي وطني و غير وطني داغ است و حتما ديده ايد آگهي هايي كه با انواع آفتابه و لگن فلان موسسه مشهور و غير مشهور پر شده است و چونان سينه كنل ها و افسران پر است از انواع قبه و نشان و درجه.
من نمي خواهم با اين نوشتار عجولانه تمامي معيارهاي ارزيابي كيفيت و ...را هدف قرار دهم. بلكه نكته در اين است كه قرار نيست ما براي هر آفتابه و لگني بخواهيم مهر تاييد ديگري را بزنيم. قرار نيست براي پفك و پشمك و رشته پلويي و فرش ايراني و زيره و ... تحت ليسانس فلان شركت مجهول و معلوم باشيم.
درست است كه امروزه اعتبار بخشي به كالا يا خدمات از طرق گوناگون صورت مي گيرد و يكي از همين راهها هم كسب جوايز جور واجور و اخذ گواهينامه هاي رنگارنگ است. در واقع روش آسان براي كمي كردن كيفيت كالا يا خدمات افزودن نشانه هاي استاندارد ، ايزو و ... است . ولي گاه اين نشانه ها بدون توجه به بافت و زمينه بر پيشاني كالا مي نشيند . اين كه مثلا" لوازم خانگي" پارس خزر" تحت ليسانس بوش مي باشد شايد مصداق مضحكي بنظر نرسد چرا كه پارس خزر با بعاريت گرفتن از برند" بوش" سعي نموده است تا بخشي از اعتبار آن را ، از آن خود كند. اما تصور كنيد براي فلان فرش ، پشمك ، زيره و كشك وطني بخواهيم از برندهايي بدون توجه به بافت و زمينه عاريت گيريم ؛ نتيجه اش مي شود پفيلا كه نه تنها به اعتبار افزايي محصول كمكي نمي كند بلكه شعور مصرف كننده ايراني را دستكم گرفته و لااقل چند ثانيه اي اسباب مزاح و تفريح آدمهاي كنجكاو و فضول مي شود. آدمهايي كه دردنياي نشانه ها سرگردانند و هر نشانه كوچكي مي تواند برايشان چونان قلابي باشد تا از ديوار كليشه ها و اسطوره هاي روزمره بالا روند.
زير نويس خاطرات من
وقتي مي رفتيم خريد ، ارزون ترين چيزي كه مي شد براي ما خريد و دهنمون رو بست يه پلاستيك پر از پاپ كورن ها ي تازه بود.البته ما اون موقع ها از اين اسم هاي خارجي بلد نبوديم و بهش مي گفتيم "چس فيل"چقدر لذت بخش بود خوردن داغ داغ اونا و بيشتر از اون تكرار شيطنت بار اسم اش براي ما