من نمي خواهم با اين نوشتار عجولانه تمامي معيارهاي ارزيابي كيفيت و ...را هدف قرار دهم. بلكه نكته در اين است كه قرار نيست ما براي هر آفتابه و لگني بخواهيم مهر تاييد ديگري را بزنيم. قرار نيست براي پفك و پشمك و رشته پلويي و فرش ايراني و زيره و ... تحت ليسانس فلان شركت مجهول و معلوم باشيم.
درست است كه امروزه اعتبار بخشي به كالا يا خدمات از طرق گوناگون صورت مي گيرد و يكي از همين راهها هم كسب جوايز جور واجور و اخذ گواهينامه هاي رنگارنگ است. در واقع روش آسان براي كمي كردن كيفيت كالا يا خدمات افزودن نشانه هاي استاندارد ، ايزو و ... است . ولي گاه اين نشانه ها بدون توجه به بافت و زمينه بر پيشاني كالا مي نشيند . اين كه مثلا" لوازم خانگي" پارس خزر" تحت ليسانس بوش مي باشد شايد مصداق مضحكي بنظر نرسد چرا كه پارس خزر با بعاريت گرفتن از برند" بوش" سعي نموده است تا بخشي از اعتبار آن را ، از آن خود كند. اما تصور كنيد براي فلان فرش ، پشمك ، زيره و كشك وطني بخواهيم از برندهايي بدون توجه به بافت و زمينه عاريت گيريم ؛ نتيجه اش مي شود پفيلا كه نه تنها به اعتبار افزايي محصول كمكي نمي كند بلكه شعور مصرف كننده ايراني را دستكم گرفته و لااقل چند ثانيه اي اسباب مزاح و تفريح آدمهاي كنجكاو و فضول مي شود. آدمهايي كه دردنياي نشانه ها سرگردانند و هر نشانه كوچكي مي تواند برايشان چونان قلابي باشد تا از ديوار كليشه ها و اسطوره هاي روزمره بالا روند.




