

دگرديسي معنا در عكس هاي يادگاري گذشته و امروز
خب به ظاهر ماجرا خیلی روشن است ! بیست سال پیش نگرش مردم به گرفتن عکس یادگاری با امام رضا بدینگونه بوده است که کنار پرده نقاشی از حرم یا ضریح بایستند و امروز نیز به مدد کامپیوتر و فیلترهای فتوشاپ و ...پشت دیوارکی می ایستند و عکس یادگاری می گیرند. ( مجموعه عكس اميد صالحي)
این چیزی است که از ظاهر عکس ها می توانیم برداشت کنیم . اما بیست سال پیش و پیش تر از آن میان حرم (امر قدسی ) و فرد فاصله ای بوده است. حرم تصویر (نقاشی روی پرده ) بوده است و با پرسیکتیو غیر عادی اش که از کبوتران آسمان تا مناره ها و گلدسته و ایوانها و ...در بر می گرفته است و شخص (عکس ) بوده با جزئیات مخصوص به خود و هیات انسانی اش.و میان ان دو فاصله ای است از دو جنس متفاوت (عکس و نقاشی ).
از این رو هیچ گاه حرم و فرد با هم یکی و درهم تنیده نگشته است . همگان بر اساس پیش شرط پذیرفته بودند که تصویر پرده تنها نشانه ای است از حرم و براین نشانگی اذعان داشتند. اما اکنون به نعمت وفور انواع امکان های عکاسی (دوربین های دیجیتال ، گوشي موبايل و ..) عكس هاي فراواني از گنبد طلا و ضريح و ... را در همه جا مي بينيم . از اين رو ديگر از آن بعدساختگي عكس هاي گذشته خبري نيست. تصوير فرد با تصوير حرم يكي مي شود و چه بسا با محو نمودن لبه هاي تصوير فرد ، مي توان او را در آسمان و حتي بالاتر از گنبد تصوير نمود!
در عكس هاي امروزي نه تنها فرد جزئي از حرم شده است كه بگونه اي دروغين محو و ذوب در آن جاذبه الهي و نوراني گشته است. به ژست هاي آدم ها در عكس هاي گذشته و امروز دقت كنيد. ديگر از آن جذبه و احترام خبري نيست . اين عكس (عكس امروزي )مي توانست ژستي براي پارك يا مجلس عقدكنان باشد.اين روزها نشانه هايي از سفرهاي دسته جمعي به مشهد در عكس ها نيست . عموم عكس ها پرتره هايي هستند كه ديگر جايي براي تصوير مادربزرگ و دايي و خاله و ...در آن نيست.
از اين رو هنوز هم مي توان به عكس هاي روي تاقچه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بعنوان عكس هاي ديدني و حتي هنري نگاه كرد. و از ديدن قيافه هاي معصوم و بهت زده آنان مقابل دوربين لذت برد. عكس هايي كه بر دروغين بودن خود شهادت مي دهند و همين اقرار صادقانه به امر جعلي است كه پي به امر صادق مي بريم . اينكه " همه اين آدم ها به زيارت مشرف گشته اند ،دستشان به ضريح رسيده است و ..." آنان خواسته اند تا خاطره خود از اين سفر (مشهد) را به خانه بياورند ، تخيلي كه با امر واقع فاصله دارد و همين فاصله است كه از حاشيه عكس ها فراتر مي رويم و به بازسازي نشانه هاي پيرامون عكس ها مي پردازيم . نشانه هايي چون زندگي در آن سالها كه پيشاني آدم هاي توي عكس را نشانه گرفته است!
زيرنويس خاطرات من : چند روز پيش تمام خيابان امام رضا و بازار را زير پا مي گذاريم تا بتوانيم عكاسي را پيدا كنيم تا از آن عكس هاي قديمي برايمان بگيرد . از ان عكس هايي كه تا همين چند سال پيش روي هر تاقچه اي مزين بود و سند افتخار اينكه به زيارت امام رضا رفته ايم . خب قرار بود آن حس نوستالوژيكي را كه پدران و مادرانمان توي آن عكس ها بجا گذشته بودند با خودمان به خانه بياوريم . قبول دارم كه كمي شيطنت هم چاشني اين خواسته ما شده بود. خواسته اي كه البته محقق نشد. .
زیرنویس احتیاطی: توصیه کردن آن هم توصیه برای خواندن کتاب باشد ُ شاید زیاد چنگی به دل نزند اما باید بگویم که آنچه در این تحلیل آمده است به مدد مقاله های "درباره عکاسی " سوزان سانتاگ در مجله عکس با ترجمه فرزانه طاهري(شماره های دقیق اش را نمی دانم ) ، كتاب" درباره نگريستن" نوشته جان برگر از انتشارات آگه و" چرا مردم عكس مي گيرند" ترجمه رعنا جوادي ، صورت گرفته است و بنظرم منابع خوبي براي مطالعه مي باشند.




